ارتفاع پست

شهر بارون زده و خیس،

 

خلللللللوت !

آخرهای مسیر، از کنار ارتفاع پست گذشتم

خونه شون همین حوالی است و اغلب پیاده میاد. قبلا اگه بود می ایستادم، یک سلامی ،بفرمایی، معمولا هم سوار نمی شد البت. منتهی، اینبار، عین اسب از کنارش گذشتم!

اینها موج منفی بین آدمهاست. و از اول منفی نبوده. زمان که گذشته و سطح درک و شعور هر کسی روشنتر شده، برخوردها به تناسب تغییر کرده است. هیچوقت یادم نمی ره چطور با اون قد درازش کونشو عقب داد و پستونشو جلو، از من با اینهمه سال سابقه، بازجویی می کرد! بعد با همین ارتفاع درازش، جلوی پیمانکار دم به گریه بود! نکبت! یادش بخیر راننده مون (می خوام بی ادبی بگم، عه و پیفی ها نخونند) می گفت ... مثل سگ می مونه، برای غریبه پا می شه، برای خودی ها خواب!

حالا این بابا معرفتش قد ذکر یک آقا نبود! برعکس، برای خودی ها پا می شه به پارس کردن، واسه غریبه ها گریه کن و نرم!

بگذریم

 

 

بگید قصّه گو

بگید

حالا بجای قاف اولش اگه پ بذارید چی می شه؟

می شه pêssego

معنی اش، 

هلو!

خخخخخخخ

پِسِّگو

 

خدایا این چه خریتی است که من می خوام بکنم، 

نمی دونم.

دیروز سنگ قبر پدر را می خوندم، بیست، سی سال دیگه، خونه پر، من عمر دارم.

که ندارم.

بیشترش رفته، با این باقیمانده، می خوام چه کنم؟! 

 

یکی دوستان کلیپ فرستاده که اعراب، دارند کیسه هایی مملو از ملخ زنده می خرند، لابد واسه کنار غذا، حالا یا سرخ کنند یا آب پز. 

بهرحال

براش نوشتم  جانا، با وضعی که پیش می ره خودمونم عنقریب باید به خوردن حشرات رو ببریم. هم فتوای علما هست که می شه خورد، هم تحقیقات دانشمندان که مملو از پروئین مفید و خوب است، هم زیست محیطی هایی که از باد معده مزارع پرورش گاو خیلی شاکی اند واسه به هم اومدن لایه ازون تبلیغشو می کنند و بالاتر از همه، وضع اسفناک اقتصاد ما! گوشت، پسته، رب گوجه! نون! توسال گذشته نون سه بار گرون شد وکسی صدایی نداد! نایی نداره کسی که صدایی بده. به قول وزیر محترم، بازم خوب است که هست! بگو ابله، اگه نبود که بهتر بود که! الان با این اختلاف طبقاتی، بلکه نبود، برای همه نبود! چه وضعش است؟

بگذریم.

از صبح با صدای آژیر آتشنشانی بیدار شدیم. خبری که انگار نبود، مامان می گه واسه دهه فجر آژیر میکشند. پر بی راه نمی گفت سرود انقلابی هم گذاشته بودند پشت بلندگو. آبادی را خبر کردند که انقلاب شده است. مردم خودشون می دونند، خیلی لازم نیست به نظرم. داشتم فکر می کردم صدا و سیما می تونه دوربینشو ببره تو اجتماعات مختلف اعتراضی، فیلم پر کنه، بگه اومدند ضد آمریکا دارند شعار میدن! پر شور تر از همه! والله. کافیه پلاکاردی را نگیره، یا سانسور کنه. فقط حواسش باید باشه به اجتماعات جدید تر بره. مثل خودروساز ها یا کارگرها. اون قدیمی تر ها مثل موسسات بانکی و نمی دونم سکه ثامن و اینها دیگه چند سال است از بس جیغ دادند صداشون گرفته است. ناامیدی بهشون مستولی است، یکمی هم لابد پولشونو دادند دیگه ول کردند. اما این جدیدی ها که هنوز اول راهند  و عصبانی اند، اینها جا داره که استفاده بشه.

اصلا به من چه. خودشون می دونند. 

تو خونه ما امروز جای یک حیاط پر از برف خالی است! خیلی خالی! آشپزخونه از حرارت آبگرمکن بخار کرده است، بوی آش رشته هواست، خونه ها از بخاری گرم شده است و بیرون، متاسفانه، آفتاب است! با زمین خشک!!!

این هوا و منظره این بخشش را اشتباه است.

 

باورتون می شه ممکنه هفته دیگه من اینجا نباشم؟!!

دلم نمیاد به مامانم چیزی بگم. می گم شاید نشه، بیخودی اذیتش نکنم منتهی، همینقدر تخماتیک، ممکنه واقعا نباشم!!! ناکام از دنیا نرید، بلند صلوات!

 اگه ویزا ندادند، خوبه یک سفر کیش برم! تاحالا نرفته ام، الانم هوا خوبه، بچه ها هم مدرسه اند، نباید زیاد گرون شده باشه. چطوره؟ کسی همسفر کیش نمی شه؟ اعلام کنه از قبل.

باقیمانده های مومن

سلام به همه اون هفت هشت نفری که امروز سر زدند به این وب

خوبید انشاالله؟

ما رو نمی بینید، زندگیتون بهتر شده است؟

واسه من که ندیدن شما فرقی نداره. آخه قبلش هم اینقدر غریب بودید و لال بودید که بود و نبودتون محسوس نبود...

شادمان باشید