داشتم شربت درست می کردم، بعد یادم اومد که یک موضوعی رو باید حتما بگم!
یکراست اومدم به ضرب و زوری وصل شدم که بگم آقا، من،
آقای امیرتتلو را دوست می دارم!
خعلی موجود نازی است. اصلا هم دیوانه نیست! برعکس، من فکر می کنم که از اون باهوشهای روزگار است که هوش زیادی زده به سرش و شاید هر از گاهی هم کارهایی بکنه که تو دیوانه ها ردّشونو می بینیم اما، این آدم قطعا یک نخبه است در نوع خودش!
اینستاگرام یک مصاحبه ازش گذاشته بودند، راجع به اون ملاقاتش با آن مرد صحبت می کرد. ازش پرسیدند پولی هم رد و بدل شد، گفت نه، همون دیدار را هم گردن نگرفتند! گفتند این اومد تو پاویون ما را گروگان گرفت! گفتند این دیوونه است!
فکر کن! این آدم اگه حتی دیوانه هم بود،
بهرحال از جیگیلی جیگیلی اش بگیر تاااااااااااا آهنگ ممنوع، به دل من می شینه. درسته که پیرایش می خواد، مثلا همون آهنگ ممنوع واقعا لازم نبود اونهمه تنوع مطلب توش باشه منتهی، بعنوان کسی که یک عالم ترکش کرده اند و تنهایی داره زور می زنه و حمایتی ازش نمی شه، همکاری ای باهاش نمی شه، فکر می کنم ازش بشه قبول کرد.
بحث، با الاغ ممنوع!
"این فراز آهنگ ممنوع امیرخان تتلو است
آدمِ بی رگ ، بی خاصیتِ ! مثه شوتِ تو تیرک ! هه
واسه همینه که هنوز هیچ هیچیم !
واسه اینکه پشتِ هم نیستیم ، سَرِ بردن همو میپیچیم !
ولی دیگه این کارا ممنوع !
ممنوعه ، دیدنِ صورتی که سالهاست مایه ننگِ تَن بوده !
ممنوعه ، اونکه دو رنگه و پُرِ عقده و کمبوده !
گناه و فکرِ بهش ممنوع ، اصن با آدمِ بد چشم تو چشم ممنوع
رفتارای زشت ممنوع ، دیگه داره فازِ بد کلِّ کشور روم
اونی که رفته عشقَم بود ، نمیدونم که کی کجا بهش فهموند
که ما دوتا دیگه مالِ هم نیستیم ، رفت منم دندَم نرم و چشمَم کور
غُر ممنوع تو قرمه گوشت ممنوع ، دل بکن از هرچی گوسفند بود
یه سری درد مالِ بَدیامه ، یه سری هم یادگاری از یه دوستَم موند
حتی بغل و بوس ممنوع ، حرفارو میشه از رو پوستَم خوند
رفتارای لوس ممنوع ، آره اینجا تاریکه اما اونسَر نور
حرص ممنوع باید مثلِ سگ بدویی ، بدو بدو ، پاداش و ارث ممنوع
گنده مالِ فکرِ وگرنه هیکلِ گنده که تو خرس هم بود
دروغِ کوچیک و بزرگ ممنوع ، پریدنِ با گرگ ممنوع
مار ممنوع نیش زدنِ یار ممنوع ، رفتار مثه سوسمار ممنوع
ممنوعه ، دیدنِ صورتی که سالهاست مایه ننگِ تَن بوده !
ممنوعه ، اونکه دو رنگه و پُرِ عقده و کمبوده !
من خیلی وقته که اینم ، خیلی سخته ببینم
یه سری جامَن که حقِشون نی تا کِی بی وقفه بشینم
غیرِ مجاز ما نیستیم اونیه که لای درزِش موش میره
همونی که هیچ کار بلد نی نشسته و فقط گوش میده
مجاز دلِ منه ببین غیرِ مجاز ما نیستیم
خیلی وقتَم هست نخوردیم استیکِ گراز با ویسکی
رسیدیم اینجا با پیسی محکم پا حرفا وامیسیم
سَرِمونَم که پایینِ جلو همه تو نخِ پُز و این حرفا نیستیم
بُز شاخِش خوبه و شیر دِلِش پس بزدل نباش و الکی جیغ بکش
بفهم ، خودتو نزن به خریَت که همه چیو نشون میده رنگِ پریدَت
ترس ، نفرین و عاق ممنوع ، حبس تو اتاق ممنوع
حرفِ مفت و غیبت و غرور و بحث با الاغ ممنوع
ممنوعه ، دیدنِ صورتی که سالهاست مایه ننگِ تَن بوده !
ممنوعه ، اونکه دو رنگه و پُرِ عقده و کمبوده !
ممنوعه ، دیدنِ صورتی که سالهاست مایه ننگِ تَن بوده !
ممنوعه ، اونکه دو رنگه و پُرِ عقده و کمبوده !