سوغات
این یعنی چی:
ما اصغر الارض؛
ما اكبر الجُرح...
رفتم وبلاگ یک بنده خدایی از دوستان و آشنایان
نو بلوغ
چقدر حالم مچاله می شود از مرور نمودهایی که خوب می فهممشان!
چقدر بر ما سخت گذشت ایّام الله بالغ شدنمان!
چقدر عوضی زندگی کردیم! چقدر نا به جا به دنیا چشم گشودیم، چقدر لذّت که باید می بردیم و نه به حسرت که به تلخی و زجر پامالشان کردیم!
چقدر در وقت اشتباه، در مکانی اشتباه پا به عرصه دنیا گذاشتیم!
گذران تو را از این ورطه دشوار به سعادتی از خدا مسئلت می کنم دوست!
آنقدر سختی کشیده ام که یک قدم،
حتی یک قدم،
حاضر نیستم برای دور شدن از عزرائيل حتی، به عقب گام بردارم!
واقعیت آنست که به ما، کسی هنر زندگی کردن را آموزش نداد
کسی هنر دوست داشتن را
کسی هنر ابراز علاقه را
کسی زندگی کردن را یادمان نداد و اگر یکبار و بلکه هزار بار عقب عقب برویم و از نو شروع کنیم پا جای پای قبلی مان خواهیم گذاشت و پشت سرمان ریده مالی از آنچه زندگی می نامیم به جا می گذاریم! ریده مالی که نه موجب سربلندی ماست. که نه منشا لبخندی به لب ما...
بد زیستیم!
بد!
اون دو خط عربی رو کسی برام ترجمه کنه لطفا. بخش دومش رو نشنیده بودم. مال کدوم دعا یا ثناست؟ کی گفته اول بار؟ چی گفته؟ چرا ؟!
