اومده ام آبادی. 

همهمه هیئت های عزاداری و طبل و سنج و ...

صبح که می اومدیم یک هیئت فسقلی یک مشت چوب و پارچه سر هم کرده بود داشت از دهات اطراف می رفت سمت شهر، آدم دچار رقّت قلب می شد به مولا!

هیئت را باید اینجا دید! شلوووووووغ! پرصلابت! 

ولی حیف

همه کوفی هستند لامصّب ها!

یعنی شاید اون که لباس شمر می پوشه بازم صادق ترین و صالح ترینشون باشه! بقیه وای وای وای وای وای! 

میگن تو طبس یک کامیون رفته تو جمعیت که شمر را زیر بگیره، زده امام را له کرده!

بگو با کامیون آخه! نامرد؟ اگه راست می گی بیا پایین شمشیر بکش!

مثلا

می گم دیده اید این خانومها تماااااااااامشون از دم، یک بطری آب دستشونه؟

بعد چرا دست آقایون نیست؟!

آقایون شتر اند؟ آب همراهشونه؟ تو کوهانشون؟ الخ؟

یا دیدید اغلبشون ضد آفتاب می زنند؟

بعد آقایون، خودشون ضد یووی هستند مثلا؟!

 

توله فاخته ها، رو پاشون ایستاده و راه می رن

مادر شل مغزشون الان تازه داره فکر می کنه که چطور باید توی طبقه پنجم به این زبون نفهم ها، پرواز یاد بده. هی می ره میاد بچهه را گوشه تراس گیر میاره، بچه هه از ترس (لابد) بالهاش می لرررررررررررزه، اونم هی حرکاتی می کنه شبیه نوک زدن تو سر بچه خاک بر سرش، اما نمی زنه. نمی دونم. 

یکی از بچه ها هنوز توی لونه است. 

جاشون تنگ بوده قطعا. الان یکی لب تراس را داره به گند میکشه،

یکی دیگه از تو لونه که فضله می کنه اگه شاخ و برگهای لونه نگیرنش، یکمتر و نیم سقوط می کنه کف تراس، پخخخخخخخخخش می شه!

مرده شورشونو ببره. هرچقدر هم کلیپ حیوان دوستی و آدم بودن تو تلگرام نشون من یکی بدند اما من دفعه بعد کفتر و تخمشو با هم پرت می کنم تو کوچه !

 

همونطور که قائله مشهد را یک عده به پاکردند و بعد گویا از دستشون در رفت و شد آنچه که شد،

الانم این بحث گرونی و دلار و مایحتاج اولیه را اینها هی کاری نمی کنند نمی کنند نمی کنند تا آخرش کار از دستشون در بیاد و بشه آنچه که نباید بشه. 

حالا صبوری کنید، انشاالله که نشه.

 

کار معکوس

یعنی یک جوری شده که وقتی تایم کاری تمام می شه،

وسایلتو که جمع می کنی که بری خونه

با خودت می گی، بریم ببینیم امروز چقدر عقب افتادیم!

و حقیقت هم همینه. وقتی ما اینجا نشسته ایم قیمت نان و ماست و برنج و حبوبات و ارز و مسکن و ماشین و هرچیزی که فکرشو بکنی بالا و بالاتر رفته و ما هر روز،

بعد از یک روز کار،

یک مقدار بیشتر  عقب افتاده ایم!

 

حاکمان احمق! 

 

حقیقت

از وینستون چرچیل نقل شده، انشاالله که درست، فرموده اند:

فقر و اقتصاد ضعیف فقط و فقط دو دلیل دارد

یا حاکمان احمق اند یا احمقان حاکم اند،

جنگ و خشکسالی بهانه است.

 

نور به قبرت بباره که ایجاز کلامت و صحّت نظرت با آیات آسمانی کتاب خودت تنه می زنند به هم!

 

جوجه خروس

جوجه خروس فرموده:

"یه اعتقادی که من دارم اینه که هیچ وقت کسی به ما زنگ نمیزنه که یه خبر خوب بهمون بده.. یه آفری، یه جایزه ای یه هیچی... واسه همین من شخصا هیچ وقت شماره ناشناس رو گوشیم رو جواب نمیدم چون فقط یه زحمتی پشتش هست... و همه واسه احتیاجشون به آدم زنگ میزنن این حتی از لحاظ احساسی هم صدق میکنه یعنی مثل نخودچی ته پلاستیک وقتی میان سراغت که دیگه هیچ آجیلی باقی نمونده باشه [خنده]"

 

من اگه شماره ات را داشته باشم قول می دم یک روز ظهر زنگت بزنم ناهار دعوتت کنم!

اگه خروسی و مفسده نداره و خلاصه نمی ترسی، بذار برام نمره ات را

چرا هیچ خبر خوبی تو زندگی ماها نمیشه؟

می دونید چند وقت است الان؟

خییییییییلی سال گذشته! خدایی دیگه موقع اش شده!

نشده؟

 

پرتغال

چه باحال!

مهندسین کشور پرتغال،

انگار بیکارتر از بقیه مملکت اند!

فی الفور که پیامشون می دی تو لینکدین، در کمتر از یکربع، پاسخ می دن!

 

خصوصی نوشت

خصوصی است، هیچ کس رمز نداره ،لطفا نپرسید

ادامه نوشته