توله فاخته ها، رو پاشون ایستاده و راه می رن

مادر شل مغزشون الان تازه داره فکر می کنه که چطور باید توی طبقه پنجم به این زبون نفهم ها، پرواز یاد بده. هی می ره میاد بچهه را گوشه تراس گیر میاره، بچه هه از ترس (لابد) بالهاش می لرررررررررررزه، اونم هی حرکاتی می کنه شبیه نوک زدن تو سر بچه خاک بر سرش، اما نمی زنه. نمی دونم. 

یکی از بچه ها هنوز توی لونه است. 

جاشون تنگ بوده قطعا. الان یکی لب تراس را داره به گند میکشه،

یکی دیگه از تو لونه که فضله می کنه اگه شاخ و برگهای لونه نگیرنش، یکمتر و نیم سقوط می کنه کف تراس، پخخخخخخخخخش می شه!

مرده شورشونو ببره. هرچقدر هم کلیپ حیوان دوستی و آدم بودن تو تلگرام نشون من یکی بدند اما من دفعه بعد کفتر و تخمشو با هم پرت می کنم تو کوچه !