خانومه، از اونهاست که تو اداره هم که میاد، چادر از دور کونش نمی افته!

زشت و خوب.

تقریباً فاقد جذابیت.

حالا یک هر ازگاهی که این چادره از دورش رد می شه، یک مانتو پوشیده اندازه کت آقایون

یک تنبون تنگ

دو تا لنگه چکمه هم که نمی دونم چی شده از تو کمد لباسهاش پیدا کرده انداخته جلو پاش راه می ره آدم یاد پاریکال می افته یا جالی اسب لوک خوش شانس! همچین تلق تلق تلق تلق مصممممممممم!

خیلی خوبه ها.

ماها کش، کش، کش، کش...

یادم افتاد به خطو ! اون آخر کار که زن تهرانی شمال شهری رو می پسنده و با هم می رن، صدای کفششون جالبه...

بگذریم

خسته شده ام...