پخت
کیک یزدی، از یک نونوایی تازه کار تو آبادی.
دیگه خودم درست نمیکنم. کیکش خوشمزه است
دارم ماکارونی میپزم!
یک دبه بزرگ هم سرکه سفید خریدم. نمی دونم مارکش چی بود. شاید ژی تاک
یک مقدار مصرف سرکه واسه شست و شو رو باید اضافه کنم. شستن توالت، سبزی خوردن، اضافه کردن به مایع دستشویی و ظرفشویی و الخ.
اهل ترشی انداختن نیستم وگرنه یک تغار هم ترشی می انداختم باهاش!
یکم سرفه می کنم هنوز. دست بر قضا یک شلغم تهی شده که شکمشو از عسل پر کرده بودم، بعد دو سه روز هنوز خشک نشده بود و کلی مزه داد! منتهی، دلم ماکارونی می خواست! چرب و سرخ ! با سیب زمینی تهش! الان که قابلمه رو چرخوندم، به نظرم رسید خیلی زیاد درست کرده ام! واسه یک نفر اینهمه لازم نبود!
نمی دونم. گشنمه که باشه اینطوری می کنم. چشمم باید سیر بشه از حجم غذا.
کلا که چیزی مزه نمی ده به د هنم. من اگه شده واسه اینکه یک حالی به ذائقه ام بدم، یک سفر دیگه دبی باید برم! اونجا تازه فهمیدم من از کار نیفتاده ام! اینجا هنری نیست توی مزه ها! مزه غذا !
این رفیقمون یک هفته است برگشته، هنوز نرسیده به دّو رفت اضافه دلارشو فروخت!
واقعا چه فکری می کنند بعضی ها؟ اگه اینقدر به چشمت میاد خب نرو! مگه مجبوری؟
با کلی راهنمایی که کردم بهش، اقلا شبی دویست درهم ارزونتر هتل گرفته، بعد میاد می گه اگه دفعه دیگه برم می رم هتل فلان که شبی پنجاه درهم از اینم ارزونتره! خب برو! خلایق هرچه لایق ! می پرسم مگه چش بود؟ می گه خوب بود ولی خیلی که وقت نمی گذروندیم تو هتل، ارزونتر بهتر!
بگو حالا اگه اومدن کونت گذاشتن می فهمی همیشه ارزونتر، بهتر هم شاید نشه!
والله!
کسی که پا می شه می ره سفر، خودش به عینه می بینه بجای شبی 450 درهم داره 250 می ده، به نظرتون آدم بزرگیه اگه چشمش دنبال 190 درهمی باشه؟ تازه، خب می رفتی! مگه هتل داره زنجیرت کرده بود عمو؟؟
الانم اومده می گه اونقدر که به من خوش گذشت به شما خوش نگذشته ها! می گم آره جون عمه ات! من سفر کاری رفتم با اون استرس مالی که سفرم پنج برابر برنامه طول کشید، شما از اول تا آخرشو می دونسته ای بعد هم رفته ای از ترس اینکه از دستت نره، حتی شبها نخوابیده ای، اصفهانی، طبعا از خودت متشکری!
والله! می گه شبها هم نمی خوابیدم! تو خیابونها راه می رفتم و داخل هتلها رو می چرخیدم و الخ!
جدا، اینها یک کارهایی می کنند که ملت براشون اونها رو می گن! بزغاله! مگه رفته بودی گزارش تهیه کنی! خب برو بخواب! می دونی چند نفر تو دنیا آرزوشونه یک خواب راحت؟!
بیخیال
یک تور بذارید گروهی بریم بندرعباس، با بابای هدیه بندری از طریق دریا بریم دبی. هرکی دونگ خودش!