ظهر تو اداره بحث ماهی سفید شمال شد

خعععععععععلی دلم کشید

دیگه رسیدم خونه، ماهی گذاشتم بیرون و یخش باز شد و جاتون تهی، شام ماهی زدم.

طبق معمول، یک ابتکاری خواستم بزنم، 

ماهی رو که توی آرد سوخاری و ... چرخوندم، بعد گذاشتمش توی تخم مرغ!

چه می دونستم!

چشمتون روز بد نبینه، تو روغن که گذاشتم، خب تخم مرغه زودی پخت،

ولی باید بیشتر می موند که ماهی هم بپزه!

خب اینجوری تخمش می سوخت!

یک خرتوخری خلاصه! جاتون تهی!

بالاخره پختمش، تتمه تخم مرغه رو هم خاگینه ای پختم! حالی کی و کی بخوره، خدا می دونه.

یک ترشی سیر خعلی عالی ای دارم جاتون تهی!

از این ترشی های شرکتی بود،

بعد چند سااااااااااال موند،

هی روش سرکه ریختم، 

هی خوردم!

الانه یک مزه ای گرفته که به عمممممممرتون شاید کم چشیده باشید!

به حدی بود که دو تا شیشه دیگه هم که خریده بودم رو درشونو باز کردم که اکسیده بشن و هی نگاهشون می کنم که سرکه بریزم روشون!

جاتون تهی

شبتون خررررررررم