راجع به تمبر، همیشه فکر می کردم که خب، یک عده تمبر رو می خرند و جمع می کنند، بعدها که دیگه این تمبر تجدید چاپ نشد، ارزشمند تلقی می شه، دو قرونشون می شه دو زار، سود می کنند.

این نهاااااااااایت فکر من بود راجع به کلکسیونر تمبر

با حسین آقا عزلت که گفتگو کردیم، تااااااااازه فهمیدیم که نه!

عشق است

هنر است

کلید واژه است!

می فرمود، تمبر، فرهنگ یک ملت است. هر حکومتی که میاد، حسب سلیقه و منش خودش تصاویری رو تمبر می کنه،

شما اگه اینها رو کنار هم بذاری، به ترتیب زمان، می تونی به روند جریان حاکم و فرهنگ غالب ملت مورد نظرت رو بشناسی

می گفت، اینکه تمبر رو بلوکی جمع می کنند، یک غلط است! مگه واسه تمبرهایی که ذاتا بلوک است!

مثلا چهار گونه گل مختلف هست که یک بلوک ساخته منتهی،

نگه داشتن چهارتا تمبر یکسان که بشه بلوک، با علم به اینکه اگه یکی از دندونه ها باز بشه از بلوک بودن در میاد، اصلا ارزشی نداره!

ایشون می گفت تمبر رو یکی یکدونه بخر

بعد یک پیج درست کن

تمبرتو بالاش بزن

بعد محتوای تمبر رو سرچ کن

بعد مطالبی که گیرت میاد رو زیرش ردیف کن

و ادامه بده

بعدها می بینی یک کلکسیون داری، تو مغزت، یکی تو پیچت

می گفت اینطوری به مرور چیز یاد می گیری

اینطوری، اطلاعاتت می ره بالا

و وقتی با روند این کار رو بکنی، جریان کلی رو می فهمی

وارد سیاسی هاش نشیم

کافیه یک گل، یک شخصیت علمی، یک ساختمان رو شما ببینی، چقدر چیز در موردش جمع می کنی، یاد می گیری، محقق می شه، مطلع می شی...

 

فعلا همین