روز خیلی پر کاری بود امروز

ترجمه، ارسال گزارش، یک صورت مساله جدید و الخ

عصر که برگشتم هم خیلی خسته بودم. صبح زود بیدار شدن و یورتمه رفتن توی پارک صفه، بهرحال خستگی میاره منتهی، نخوابیدم دیگه.

عوضش کلی جارو زدم خونه رو و فرشها رو عوض کردم و الان حس قشنگی داره خونه ام. یکم لخت بود، الان پر شده از فرش. فضای گرمی رو تداعی می کنه.

ولی خوابم میاد! بدجووووور ! 

یک چایی بخورم می خوابم

فردا نوبت دندون پزشکی دارم. عصر فردا...

شب به شادی