هنر جاری
می خواستم بگم من،
که عاشق تریییییییییینم،
تو فرصت ندااااااااادی
تو فرصت ندااااااااااااادی
تو فرصت نداااااااااااااااااادی ...
خدایی چه فرهنگی داشتیم ما. خدا بیامرزه رفتگان رو و سلامتی به مانده ها بده. تاریخ همیشه قضاوت می کنی طی مسیر، کجاها جامعه درخشید و کجاها تاریکی و افول بهش حاکم شد. بلکه قدیمترها کسی که صداش خوب بود می خوند. بلکه چیزی که می خوند یاس و سرخوردگی نبود...
آرام هم می خوند، عاشقانه هم می خوند، وطنی هم می خوند، ارزش به هنر بود نه به هنرمند و هنرمند ارزشش رو از هنرش از سازش از صداش از قدرت قلمش می گرفت.
الانم همونه. ما نمی بینیم لابد، چون تو بطن ماجراییم...
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم دی ۱۳۹۵ ساعت 10:41 توسط آرش
|