یک دور دیگه رفتم دندونپزشکی

دو تا دندون رو درست کرد اینبار

تا می رفتم و می اومدم با تلگرام درگیر گفتمان با آبجی خانوم بودیم...

اصلا نفهمیدم چی دیدم، چه تو کوچه بود، ملت چه کار می کردند...

یک سر رفتم پاساژ عالی قاپو. پشت مغازه های ساز فروشی توقف هایی داشتم.

قشنگ بودند! چقدر ساز دارند بعضی ها !!!

خلوت بود ولی.

یعنی اصلا کسی تو بازار نبود...

اصلا دلم نکشید که ساز یا ملحقاتی براش بخرم. ساز رو باید بشه زد! موزه درست کردن ازش مسخره است. یک تار دیدم روی کاسه اش رو منبت کاری کرده بودند، بسیااااااار زشت!!

 

مهم نیست.

شام چی بخوریم.

کاش بلد بودم یک سوپ باحال بپزم.

تست می کنم الان !