عطش مغز
یک فیلمه،
یارو رفت پشت پنجره،
پرده رو کشید،
بارووووووون!
دلم خواست!
خیلی دلم یک بارون سنگیییییین میخواد که بشنوم!
نه که خیس بشم، نه.
ببینم،
بشنوم...
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم دی ۱۳۹۵ ساعت 20:38 توسط آرش
|