عین آدم
امروز، نرفتم آبادی.
تصمیم گرفتم دو روز استراحت کنم.
دیشب که قبل از ساعت ده خوابیدم و ساعت یک بیدار شدم، تازه ترس برم داشت که حالا تا صبح چه کار کنم!
ولی خب، دلتون نخواد، همچین تا هشت و نیم خوابیدم!
بعدش هم بلند شدم یک پولی جابجا کردم و پاشدم رفتم دکّون قاسمی، فلفل دلمه و هویج و سبزی خوردن و پرتقال و بادمجون خریدم.
بعدش دو تا نون خونگی تازه و،
جاتون تهی، دلتون نخواد، صبحانه، ساعت ده و نیم !
کلا، دیروز که تو صفحه کامپيوترم قیافه خودمو می دیدم، دیدم که خیلی از بین رفته ام. لاغر شده ام و ، تصویرم با تصورم از خودم همخوانی نداره
باید به تغذیه بیشتر برسم
و به آرامش ! این مهمتره !
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم دی ۱۳۹۵ ساعت 10:51 توسط آرش
|