موعد پرداخت قبض گاز ساختمان است .

دو روز قبل اومده،

امشب مهلت آخرشه

625100 تومان

جمع نشد پولش.

یک همسایه نخاله اومده که با وقاحت تمام، مشارکت نمی کنه

داشتم فکر می کردم پبهش اس ام اس بزنم و بگم فقط معطل اینه

بعد هم که پرداخت نکرد، منم پرداخت نکنم،

بعد هم همسایه ها رو بریزم سرش !

...

همیشه می گن عجله کار شیطون است.

یکم صبوری کنی،

یکم اگه فکر کنی

حتما راه حل بهتری به ذهنت می رسه!

و این درسته !

فکر کردم چرا باید یقه ام رو بدم دست یک دیوونه ؟!

چرا بحث کنم باهاش

چرا ریش من دست اون باشه و اون سوار باشه و من پیاده ؟

الان قبض رو پرداخت کردم !

حالا، مجبور نیستم بهش اس ام اس بزنم

مجبور نیستم باهاش دهن به دهن کنم

مجبور نیستم اعصاب خرجش کنم!

طبعاً اون الان منتظر است که من بیفتم تو دامش و زنگش بزنم و هی صغری کبری بچینه و آخرش هم که اعصابمو تلیت کرد بگه من نمی دم چون مثلا امشب مهتاب است!

خب بذار اون زخم معده بگیره از انتظاری که برآورده نمی شه !

کلا، تصمیم گرفتم محل ندم بهش!

تا جایی که پول تو صندوق ساختمان هست، خرج می کنم! زمانی که گیر کرد و ته کشید، اون موقع قششششششنگ همه رو می ریزم به جون هم!

الان، باید برم بگم این یارو مثلا سی هزار تومن بدهکار است

اون موقع می خوام برم بگم آقا سه میلیون تومن قبض اومده این یارو مشارکت نکرده است !!!

اونطوری برش خیلی بیشتری داره ! یقین دارم !

خوبی ماجرا اینه که من درگیر این خونه نیستم. هر شب اگه گازش قطع بشه، برقش قطع بشه، سه سوت سوار می شم می رم آبادی!

زن و بچه ای نیست که نگرانشون باشم. منتهی،

بقیه گیر اند!

بدجوری هم گیر اند!

بذار هر کسی، متناسب خودش، دلواپسی بکشه !

همیشه باید به راه حلهای بهتر فکر کرد!

حتما وجود داره!