صف واسه نوبت!
میگفت، واسه مردنم،باید رفت تو صف!
الان اومدم پست فیض، یک صف درااااز سه لایه ایستادیم، که تازه بهمون نوبت بدن، که بعد که نوبتمون شد، کارت ملی هوشمندمونو بدن😄
واسه مردنم،باید رفت تو صف!
صبح رفتم آگاهی. یک ساعت نگهمون داشت، یک فرم دستنویس بد خطی فراهم فرمودند، صورتجلسه!
دریغ از یک کامیوتر که طرف باهاش تایپ کنه!
و چه اشکولهایی! پسره دویست کیلو، با مامانش اومده، دیشب چرخشو جلو گیم نت بردن. میپرسه قفلش نکردی؟ عین گاو سرشو تکون میده، میگه نه!
خب درسته مملکت امام زمان است، منتهی، با توکل،زانوی اشتر ببند!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۵ ساعت 10:44 توسط آرش
|