یکی از این برنامه هایی رو می دیدم که یک خونه قدیمی رو بازسازی می کنند و مفصصصصل، کن فیکون می شه و فرق می کنه

خدایی ها، چقدر قشنگ کار می کنند

کلا چقدر قشنگ و معنی دار است محیط های زندگی شون.

خسته شدم از بس هرجا هر خونه ای رفتم دو تا اتقاق خواب بود یک حمام وسطشون!

والله.

بی تعارف بگم،

در برهه ای زیستیم،

که به تمام شئونات زندگی ریدیم!

از معماری بگیر تا شعر!

از دین داریمون بگیر تا کسب و کار

از مراسم ازدواجمون بگیر تا روابط مثلثی و مربعی و چند ضلعی

از تفریحات

یک عکسی رو گذاشته بود، بندر انزلی زمان شاه رو با یکی از بنادر ترکیه، در همان زمان. اصلا نمی تونستی باور کنی که امروزه ورق اینهمه برگشته است. 

کااااااااااملا دگرگون شده بود. کاملا !

ریدیم.

ریدیم رفت.

به قول شاعر

اسب تازی شده مجروح به زیر پالان

لوح زرین همه بر گردن خر می بینم

این چه شوری است که در دور قمر می بینم

همه آفاق پر از فتنه و شر می بینم

...