می گن، صاحبخونه خوب، نمی ذاره آدم صاحب خونه بشه!

چون شما تا وقتی طرف خوب هست، به فکرت نمی رسه که جایی هست که سختت هست، که باید یک کاری بکنی، باید خودت مالک بشی، باید شرایط رو عوض کنی.

همینطور هست نقشه کش مادّه و مجرد!

دیروز رفتم بالا سر یک بنده خدایی بهش می گم یک خط بکش از فلان جا به فلان، دو ساااااااعت  طول داده!

اونقدر که خودش اعتراف می کنه که باید برم اوتوکد یاد بگیرم!

حالا در بدو ورودش به شرکت مدتها کارش همین بود که کد یاد می گرفت!

بعد می بینی خب وقتی می تونه بره بشینه بیخ یک ماده، فرمون بده اوشون براش خط بکشه، مگه مرض داره یاد بگیره؟!

بماند که اون ماده خر از این بی هنر تر و شوت تر هست و اگه خدا غضب می کرد یک روز اداره این شرکت رو می داد دست من، صبح وا می داشتم چهل نفر رو راه ندن داخل که هیچ، یک لگد هم بزنند زیرشون!

بیست تای باقی مانده رو اما، رو کولم می گرفتم می بردم می ذاشتم پشت میزشون!

اینقدر که اوضاع کار کردن خر است خوردن یابو اینجا!

و همه چیزمون همین است.

همه جا

گفتم که ، ریدیم تو این چند مدت!

تا خرتناق!