از امشب که گذشت

ولی فردا شب، 

شما هم واسه خودتون یک آب هويج بستنی درست کنید،

حال می ده!

کلا، از سر شب، یک تغار شربت آبلیمو شکر خوردم، با دو تکّه یخ!

الانم یک تغار دیگه، هویج بستنی !

رو مود ساز زدن نبودم. چپه می زدم همه اش. ولش کردم.

کتاب می خونم. لذتی که در فهمیدن هست، در هیچی نیست!

منظورم فهمیدن کتاب هست وگرنه، بقیه موارد، هرچی نفهمی، راحت تری!

 

 

یکی از دانشگاههایی که بهم پذیرش داده بود، 7500 پوند از شهریه اش رو کم کرد برام.

حدود چهل میلیون تومن! منتهی،

هنوز خیلی بالاست نامرد!

خیلی بالا !

اینو گفتم، یادم اومد به این

امروز، واسه سومین مورد، یکی از رفقا واسه پرداخت بدهی اش به دانشگاه، از من کمک می خواست.

متاسفانه، بخاطر شکست های متعدد مالی که این دو سال داشتم بخصوص، نمی شد بهش کمک کنم منتهی،

داشتم فکر می کردم، آموزش عالی، و کلا دانشجو، به چه قيمتی داره تحصیل علم می کنه ؟

اون یکی که براتون نوشتم یادتون میاد ؟!

می گن قرض منتهی،

کی داده کی گرفته؟ کو؟ کی؟ کجا؟

دو ماه و نیم است بیست هزار تومن به همکارم داده ام،

اول که روم نمی شد حتی بهش بگم ولی بعد که دیدم رو دار شده، هر روز بهش می گم!

نمی ده!

یک مهندس با دو متر شکم و تاسی وسیع، بیست هزار تومن نمی تونه برگردونه!

شاغل هم هست، بچه هم نداره، و الخ!

حالا یک دانشجو، از کجاش می خواد بیاره پول منو پس بده هرچند،

کلا نداشتم که بدم.

امروز حقوق دادند. برخلاف انتظار که همیشه دو ماه آخر سال به یمن عیدی و پاداش یکم حقوقمون جون می گرفت، این ماه از ماه قبل هم کمتر شده است!

و حجم کار ، خدا برابر!