جناب خاموش، عرض کردم دسترسی ندارم به شما  اینجاهم درست نیست جواب یادداشتهای خصوصی رو بدم.

 

یادم افتاد به ترب و تربچه اش. آخی!!!!! عجب خری بودا!  یادتونه؟ بچه اش رو نمیخواست! شوهره خوب انداخته بود به خیکش! گفته بود عیب داره و بچه اش نمیشه، بعدم هر شب تا دسته...

فکر کنم اونو واسه دوران عقدشون گفته بود که راحت بکنه.