معمولا
افغانستان، سه متر برف اومده!
تصور کن
ارتفاع کف تا سقف خونه، حدود دومتر و هفتاد سانت است
حالا سه متر برف بیاد...
اینجا به شدّت آلوده است. صبح که نگاه افق می کنی، کوهها روی ابرهایی از کثافت شناورند!
و ما این کثیفی رو، نفس می کشیم!
امروز، سپرده بودم بیان ساختمان رو تمیز کنند
عصر که اومدم می بینم هم تمیز شده، هم نشده
پی گیر که شدم، با یارو دعواشون شده است!
نمی دونم چرا. قرار شده شرکت، یک نفر جایگزین بفرسته فردا تمامش کنه
ولی جالبه، تاحالا دو بار این همسایه به عهده گرفته، هر دو بار با کارگر دعواش شده است!
چشه؟
نمی فهمم...
خوابم میاد
می خوام امشب میخک دم کنم!
میخک با باقی این علف ملف ها!
حتی با اون رشته رشته هایی که سر بلال هست! ریش بلال!
نمی دونم به چه درد می خورند اما،
از قدیم یادمه جزو جوشانده های گیاهی بود
این بود و انجیر و عنّاب و به دونه و خاشاروزه و شاید یک مشت علف ملف دیگه.
خوش بو می شه....
کباب دیگی درست کردم، تا اومد بپزه، بوی قصابی می داد خونه ام! فکر کنم بخاطر دنبه ای که توش چرخ کردم.
شکر خدا موقع شام، بویی نمی داد دیگه.
آقا، سرطان پستون رو جدی بگیرید. می گن تشخیص و پیشگیری اش خیلی آسونه.
من فکر کنم راهکار پیشگیری اش اینه که یکی مدام بمالتشون! معمولا با مالیدن، چیزها حل می شه!
معمولا !