استحقاق
اومده ام آبادی
اولا، خدا نیامرزه این یارویی رو که در مجاورت ما، واسه ننة محترمش، سالگرد گرفته است!
از عصر صدای عربده نوحه خون به هواست!
واقعیت اینه که ماها، اصلا شعور نداریم!
و خودمونو گول نزنیم! خدا نمی آمرزه کسی رو که بی شعور است!
بنده نمی بخشه، خدا که جای خود داره!
بابا مرد!
می خوای یادبود بگیری، برو سر قبرش!
نه، تو خونه ات بگیر! نه که کوچه رو به گه بکشی که چیه، ننه محترمت مرده است!
به درک!
پیغمبر خدا هم مرد. ننة تو سگ کی باشه که نمیره!؟
حرف یک بابایی شد که گویا اوشونم تازگی فوت کرده است،
بعد پسرش تو تلگرام واسه نمی دونم چه عده ای پیام داده و اطلاع رسانی کرده است
متن پیام، گویا با همچین جمله ای شروع می شه که:
پدرم، تا تو رفتی، شهر خالی شده است، تو مگر چند نفر بودی!
بابام حرص می خوره، می گه هرکی ندونه فکر می کنه باباش دانشمند هسته ای بوده پدرسسسسسسگ!
دیگه فلانکی حمّال رو که همه می شناختند، این چیه پسرش نوشته!
خلاصه،
ماندنمون یک جور
مردنمان یک جور!
عروسی مون، عین این همجنس بازها به قول فهیمه،
جمع می شیم دور هم، مردها جدا، زنها جدا،
انگار بگی رفته باشی تو محفل همجنس بازها!
مرد واسه مرد می رقصه و دور هم تلو تلو می خورند و سینه می لرزونند!
ما، مستحق زوالیم! خوزستان حق ماست! خشکسالی حق ماست! ... حق ماست!
ما مستحق این تمامیم!