سازمو برداشته بودم می زدم

بعد داشتم فکر می کردم، احتمالا، هر اهل سازی،

وقتی سازشو دست می گیره،

یک قطعه ای رو واسه شروع انتخاب می کنه

یکی که روون می زنتش

به پیچ و خمش آشناست

صداشو دوست داره

به وجد میارتش

و دستش و حسشو گرم می کنه!

اسم قطعات رو بلد نیستم منتهی، دوست داشتم بدونم هر کسی ، چی می  زنه

شاید این، همونقدر نهادینه و معرف روحیات هر کسی باشه

که می بینی یکی چایی رو سبک می خوره

یکی با نبات

یکی دمنوش رو ترجیج می ده

یکی هم آدامس!

من خودم یک مدتی است ساز که دست می گیرم این آهنگ ایرج بسطامی مرحوم میاد رو دستم که می خوند

ذلیل و بیچاره تر از من نیست در کوی تو

 

ذلیل و بیچاره تر از من نیست درروی تو
خمیده شد پشت من از غم چون ابروی تو
گرفته هر کس ز لب لعل توکام دل خود
نشد روا کامم ز تو وای وای بر دل من
به مجلس بیگانگان نوشی باده ناب
به هر کجا می روی با هر کس مست و خراب
خبر نداری ز حال خود با مردم که چه سان
کند بس آزاروستم وای وای بر دل من
کسی چو من قدر تو را کی داند صنما
به راه عشق تو دهم جان و دل به فدا
بیا بنه رسم ستم به یک سو دلبرمن
شوی پشیمان به خدا وای وای بر دل من

 

دانلودش کنید، قشنگه

 

امروز تو مسیر یک آهنگ فوق العاده قشنگ دیگه هم گوش دادم

دلم هوای آفتاب کرده است، دلم هوای آفتاب کرده است...