فلفل
چه خبرها؟
ارادت داریم ما.
خوبیم. شکر خدا
جلسه داریم امروز. برخلاف همیشه، ما در مقام دادستان!
دیروز رفتم بذر فلفل تزئینی خریدم و هفت هشت هزار تومن خاک های مختلف حاوی یونولیت و کود و الخ!
دو تا گلدون هم کاشتم، امیدوارم در بیاد.
گلدون فلفل تزئینی رو خعلی دوست دارم. زرد و سرخ و سبزش باحال است.
کل بذر شد 1500 تومن. گمونم هر دونه اش 50 تومن می شد چون کلا چندتادونه داشت
بعد یارو هی بارم کرد بارم کرد بارم کرد کم مونده بود بهم تراکتور بفروشه نامرد!
خاک جنگلی کیلو اینقدر و خاک فلان کیلو اونقدر و الخ و دولخ
می فهمیدم ها، منتهی، می گفت گر خوشگلکی مرا بگاید، از گادن او مرا خوش آید! ایشونم شازده پسری خوش خلق بود، دلم خواست بذارم ذوق کنه از کسب و کارش.
کارتشو هم گرفتم که اگه ایران بودم آبان سال دیگه برم ازش پیاز گل نرگس شیراز بخرم، بکارم تو گلدون.
همین.
بهش گفتم تخفیف بده، چه خبره ؟ گفت واسه دلت داری خرج می کنی،
دیدم راست می گه!
(واسه اطلاع سرکار خانوم صحرا، شما در خیابان حکیم نظامی به سمت سه راه حکیم نظامی که می ری، چهار راه دقیقی رو که رد کردی، یارو سمت راست لب خیابون وسایل باغبونی می فروشه. بخر واسه شرکتت! )
راستی شبش یک عااااااالمه بازم از اون فلفل های تند خریدم. همونها که باعث امراض مگو می شد!
فهمیدید بیماری اش چی بود؟
خارش کون!
خخخخخخخخ!
آره. غذای خیلی خیلی تند اگه بخوری و فلفلش فلفل باشه، بعد چند روز، یک نا آرامی عجیبی در موضع مربوطه حس می کنی که نه می تونی بخارونی، نه اگه بخارونی آروم می شه! تازه ییهو دیدی زخم و زغال هم کردی سرمایه رو!
دیشب که خریدم بعد رسیدم خونه فکر کردم من که دیگه نمی خوام بخورم، پس کونم می خارید خریدم؟!
بعد دقت کردم دیدم که نه، نمی خارید از قضا! ولی خریدم!
خوشم اومد ازش! چیزیکه کارش رودرست انجام بده، ولو یک فلفل که تنننننننننند باشه، من طالبش ام!
خدمت باشیم!