از ظهر، این لامصّب جوشید و جوشید و جوشید

هم دنبه داشت هم استخون هم همه کوفت دیگه

بعد اگه بگی دو زار مزه بهش بود، 

نبود!

همه خوبی هاش شکل بو، از در قابلمه در اومد رفت تو فضا !

 

سپردم فیلمهای فارست گامپ و اون یکی رو که امیر خان گفت برام دانلود کنند. هفته دیگه، یحتمل، برم آبادی از خواهرم می گیرم.

فعلا، واسه بار دوم فکر کنم، پدرخوانده رو می خوام ببینم.

البته، الان نه.

دارم فکر می کنم کاش یک تلویزیون داشتم که فلش می خورد. با لپ تاب  اذیت می شه آدم. به قول اون جکه، خیلی جاهاش فقط عکس خودمو می بینم.

 

اون پست رو برداشتم، از بس هی انگولک کردند که رمز بده.

بابا رمز گذاشتم که مثلا کسی نبینه.