امشب استنبلی پلو درست کردم

امیدوارم خوب بشه

باید زیره بخرم، و ادویه پلویی.

من این مدل ادویه رو هیچوقت نخریدم. فقط زردچوقه و نمک فلفل می زنم. اینبار فلفل هم نزدم، 

از ترس!

دبی که رفته بودیم، یک صبح تا ظهر تو بازار بستکیه، لای ادویه فروشی ها چرخیدیم.

خیلی متاسفم که اون موقع اونقدر شرایط مالی ما نامطمئن بود که حتی به مخیله ام نرسید یک مقداری ادویه از اونجا بخرم واسه خودم.

می دونید، این که با آبجی خانوم دلم صاف نمی شه، بیخود نیست.

دیروز که فیلم پدرخوانده رو نگاه می کردم، می دیدم که منم به  نوعی، تمام شرایط مایک رو دارم!

فقط جنایت نمی کنم!

ولی، اونجاش که به خواهرش می گفت اگه این کار رو بکنی منو واقعا از خودت مایوس می کنی،

حس می کردم می فهممش!

منم، 

مایوس شدم!

متاسفانه.

بگذریم

به احمد سپرده ام عید که رفت تهران از فلانه فامیلشون برام ادویه های خارجی بخره

من هرچقدر فلفل خریدم، فلفل سیاه، تند نبود!

زردچوبه رو به فرم ریشه خریدم و کلی دردسر کشیدم تا پودر شد، ولی الان عطرشو نداره دیگه

داشتم سیب زمینی سرخ می کردم، یادم افتاد به سیب زمینی های پاپا جونز!

واااااااااااقعا عالی بودند!

رفقا پشنهادهایی می دند واسه سفر منتهی، آدم احساس می کنه همجنس باز باید باشه که با دو تا سبیل کلفت بلند بشه بره ارمنستان! یا هرجا!

هرچیزی، ملزومات خودش رو داره

حتی سفر !