تعطیلات مزخرفی بود.

بیش از 24 ساعت می شه که نرفته ام حموم!

ریشم در اومده

امروز که ژیلت نو خریدم، یکی گذاشتم تو حمام، بعد فکر کردم بقیه رو کجا بذارم که هر وقت خواستم بتونم پیدا کنم،

رفتم سر یک کشو،

یک عاااااالمه ژيلت اونجا بود! 

نمی دونم چرا پريروز که لازم داشتم به فکرم نرسید که اونجا رو باید بگردم. مجبور شدم صورتمو با ژيلت روز قبل اصلاح کنم و خب، حس ناخوشی بود.

بگذریم.

فیلم pulp fiction  رو تا انتها دیدم.

یک لغت زشت خیییییییییییلی تکرار شد توش! motherfucker

یک لغت قشنگ هم صد البته بود! toss

یارو می گفت، toss the gun over

یعنی تفنگ رو پرت کن اونور!

همون تاس خودمونه که موقع منچ و مار و پله می اندازیم!

 

ستونهای طبقه همکف ساختمان رو اجرا کردند روز پنج شنبه

حالا از این به بعد ماییم و یقه ای در چنگ شهرداری!

به تعطیلات عید خورد. یک ماه عقب افتاد

و من به شدت دلواپس تامین بخشهای بعدی پول ام!