ذایقه
تو بازارم
ول گشت!
پشت کتابفروشی اش نوشته
لب از گفتن چنان بستم که گویی
دهان بر چهره زخمی بود و به شد!
اینم مغازه های مورد علاقه ماست
لوازم التحریر
ساز
کتاب
...
چقدر پاساژهای ما، شبیه است به مال های دبی!!!
رکوووووود...
تریایی در بدترین جا...
بی نشاط!
زنها همه رنگ و لعاب!
اینها بود آرمان ا...؟
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۵ ساعت 16:39 توسط آرش
|