کم کم ظهور
قضاوت شما نه از روی طرز نگاه من تو فلانه عکس، که بر اساس اطلاعات دیگه ای است.
هیچکس، موقعی که داره به دوربین نگاه می کنه، نگاه هیز و هرزه ای نداره چون لنز دوربین، هیچ شباهتی به آنچه ممکنه دوست داشته باشه، نداره.
البته ، یکم خب گرده 
بگذریم. بهرشکل، ممنون از نظرت. دوست داشتم شجاعت بیشتری می داشتی.
از وقتی امورات ساختمان رو گذاشتم زمین، کسی به روی خودش نیاورد منتهی، کم کم داره اتفاقاتی می افته.
از جمله، همسایه مجاور که شلوغ ترین واحد هم هست و از همه بیشتر حسن حسین می کنه تو ساختمان و فضول است، دیشب رفته خونه کرایه کرده است! می گه بعد سیزده بدر می ره
خونه اینجا رو هم سپرده کرایه، ماهی ششصدو پنجاه هزار تومن!
فکر کرده اون بدبختی که خونه نداره، عقل هم نداره!
جالب بود کارش. رفته یک واحد از یک ساختان دو یا سه واحدی گرفته.
حالا یکم که اینجا اجاره نرفت و اونجا شمرد و داد، شش محترمش حال میاد