نمی دونم اینی که می خوام آدرس بدم رو، کلاً می تونید پیدا کنید یا نه

نون خشکه محلی تا حالا خوردید؟

نه از اینها که تو شهر می پزند ترش است. از اونها که خمیرش اساسی ور اومده و تو خونه ها قدیمها می پختند و نونش یک جور خاصی عطر داشت اصلا.

اگه خوردید،

شده با پسته خام خورده باشید؟

تست کنید!

یک عطر نوستالژیک باحالی داره، به شونصد تا ازین زلم زیمبوهای امروزی می ارزه به نظرم.

ملت همه از بی کاری می نالند منتهی، من نمی دونم چرا چندتاشون شروع نمی کنه نون بدون جوش شیرین  و با خمیر تخمیر شده درست کنه.

والله مردم استقبال می کنند. 

چطور یک بیسکویت رو دو هزار تومن به بالا پول میدن، واسه یک نون با کیفیت خونگی، و نه صرفا به اسم خونگی، باور کنید خوب پول می دن.

ولی هرکی نونوایی می زنه، اصلا انگار مرض داره! حتتتتما یک تقلبی به نونش می کنه! می گفت یکی رو گرفتند بتادین می ریخته تو نونش که خوشگل بشه! خب مرض دارید آخه خدایی؟

 

بهرشکل، خونگی ها، یک لذت و مزه ای دارند، که امروزی ها کم کم نمی چشند

همونطور که دیگه بچه ها بازی کردن رو به یاد ندارند

یا دعوا کردن بزن بزن تو کوچه رو

یا بازیهایی که یک زمانی بود و الان دیگه مرده و رفت!

قدیمها دختر بچه ها یک خونه کف کوچه می کشیدند لی لی می کردند توش و آهه ماهه می گفتند امّا الان،

هر جا رفتیم، بازی رو گوشی ! عین یک بیمار.