رفتم نظر امروز.

نظر غربی

می خواستم از دکّون استاد برجیان، سنتور قیمت بگیرم

خب،

بسته بود.

و مشخص نبود کی باز می شه

یکم معطل کردم. رفتم فروشگاه کارمندان دولت سه راه نظر. 

یک مشت کنسرو و ماکارونی ضخیم و دلتون نخواد،

یک بسته کاندوم خریدم!

میدونم که ذهنتون می خواد از تمام خرید ها، اون بسته رو توضیح بدم!

اول اینکه با کمال پر رویی ایستادم و پشت تمااااااااامشونو خوندم ببینم ابعاد و اندازه ها چیه! 

بعد هم من چه می دونستم سایزم چنده،

یک بزرگشو خریدم!

خخخخخخخخخخخخ!

نگاه فروشنده در آخرین لحظه به موضع مربوطه، به نظرتون از ناخودآگاه بود؟!

خخخخخخخخخخخ!

مزه داد!

فکر کنم خیلی دیگه گنده چیزی کردم. 

حالا چیکارش کنم ؟

برگشتم سمت ماشینم،

یارو باز نکرد،

رفتم بیمه آسیا. ماشینمو بیمه بدنه کردم.

البته بیمه نامه سالها قبل رو همراه نداشتم و خب، بیمه نامه رو نداد بهم، نامرد! حالا باید شب تمام خونه رو دنبالش شخم بزنم.

بیمه که شد، برگشتم سراغ ساز، مجددا!

...

هنوز نیومده بود.

دیگه خلاصه گردش کردیم و اومدیم سمت خونه خودمون.

گشششششششنمم شده بود.

جاتون تهی،

یکم کتلت تو ماشین داااااااااااغ شده بود خوردیم و،

الانه خوابمون میاد!

البته خب، 

نمیدونم.

خوابم میاد!

تلویزیون روشن است و شکرستان می بینم! قشنگه انصافا. نمی دوم شبکه چی چی است این.

فعلا