از خدا که پنهان نیست، از شما چه پنهان، لذّتی که از تنها بودنم و عدم حضور خواهرم می برم، روزی دو سه مرتبه تا اعماق درونمو به وجد میاره!


طفلک اینها که زن و شوهرند و به دل هم نیستند! واقعا راسته که می گن
 جانا بهار صحبت یاران همدم است
دیدار یار نا متناسب جهنّم است!
خدا سعدی رو غرق در الطاف بی کرانش کنه.
نمی تونید درک کنید چی می گم.

اینکه صبح بلند بشی و هنوز که نیمه هوشیاری یادت بیاد که شرایط مطلوبته !
اینکه شب تا ده و نیم جلوی تلویزیون دراز باشی و دغدغه شام و ناهار کسی رو نداشه باشی و حس نکنی کسی داره برات کاری می کنه حتی!
بگذریم


امین الدوله های توی باغچه امسال گل نداد
گفتند از کم آبی است منتهی،
عطرشون، زیرپوستی، توی هواست
صبح که می رم توتراس نون بردارم، احساسشون می کنم
عاااااااااالی اند!
امروز فهمیدم صنف آش و حلیم و کباب واسه خوش سواست!
محمدی نامی هم رئیسش هست
می گفت اسانس گوشت و اسانس زعفرون و اسانس برنج ایرانی اومده،
نگفت از کجا
بعد با برنج هندی و سویا و این اسانسها چلو کباب در میاد پرسی هزار و دویست تومن، با احساب ظرف یکبار مصرفش،
بعد می فروشن سه هزار تومن
مجوز و همه چیز هم دارند!
نخرید!
برید از واحد صنفی مجاز دارای پروانه بخرید پرسی پونزده هزار!
مغز خر خورده انگار!
وقتی خودت می گی حتی من رئیس صنف نمی تونم تشخیص بدم اسانس بوده یا اصل، بعد مجوز هم داره، یک مشتری بدبخت از کجاش بفهمه این چیه که می خوره؟
حالا همینو بهش بدن پونزده هزار، لذّت داره؟
قاطی کرده ایم به قران مجید.
بگذریم


صبح لباسهامو مجدد اتو کشیدم!
می خوام برم سر قرار!
خخخخخخ
والله ما همجنس گرا نمی باشیم. ولی واسه خودمون و رفیقمون خب احترام قائلیم. من که سر کار هم میام اتو کشیده میام.
تصمیم نگرفتم بریم کجا. مهران گفت چندی قبل باغ گلها بوده سر یک ماجرا، قرار شد بریم اونجا
بعد فکر کردم این حرکتمون همونقدر چندشه که یارو با دو متر سبیل و کلی وجنات صداشو زیر می کنه می گه عجیییییییییییجم به زنش!


گم شو بابا!


مرد باید زمخت باشه! ذمخت؟ ضمخت؟ خلاصه، با ضخامت و کلفت و ناتراش!


بریم باغ گلها دو تا سیبیل کلفت بستنی بخوریم ؟ حرف در نمیاد؟
می ریم همین لب آب، فرمت جاهلی، دو نخ سیگار!
خاک تو سرم سیگار هم بلد نیستم بکشم! آبروم رفت!
اصلا هرکی بنده خداست، بگه یا خدا!
والله بخدا!


می گم خدایی شما بانوان بهتون بر نمی خوره اینقدر بی عرضه اید؟ از اینکه من با مهران می خوام برم بیرون، شرم ندارید؟ شما چوب خشکید یا آدم ؟ با تو هم هستم جناب مینو، جناب رابین، جناب ویدا، صفورا، ... جمیع کس خلها !


راحت باشید بابا.
صبح می خواستم یکی از اون کاندوم دیروزی ها رو بیارم بدم به مهران، بگم اونم خودشوسایزکنه. یکی هم بیارم واسه این همکارها. والله! هفده هزار و هفتصد تومن بدی دوازده تا کاپوت که چی بشه؟ فقط سایز کنی ببینی نشده، فاسد بشه؟!
مهمون هم نمیاد آدم تو دراور اتاق خوابشون بذاره، اونها حلالش کنند!
دواااااازده تا رو من می خوم چه کار؟ فوقش یکی دوتا سایز بزنم. ده تاش واسه چیمه؟ کجام؟
کسی نمی خره؟ دونه ای دوتومن!
خارجیه ها! نوشته قطر 56میلی متر، باضافه منهای دو میل!
طول بیش از هجده سانت!
تکفروشی خب گرونتره! کسی نمی خواد؟
به دردم نمی خوره!
می گه دختره تازه داشته بالغ می شده می ره سوتین فروشی!
میگه سیایز هشتاد و پنج داری؟
میاره براش
سایز می زنه،..


می شه هشتاد بدید، هشتاد A؟
میاره براش،
باز نمی شه


هفتاد و پنج میدین؟

75C
...

گشاده براش

خلاصه اذیت می کنه تا آخر فروشنده می گه بذار ببینم!
...

با حجب و حیا، وا می کنهt  خانوم ببینه
(دقت کنید ها! فروشنده سوتین خانومه ! بعد نگید اشاعه فلان ! خاااااااانوم فروشنده است)
خانومه،
نگاه می کنه،
می زنه پس کله اش،
 می گه بیا برو عزیزم،
 اینها که تو داری،
 جوووووووووووشه گلم!


خخخخخخخ! عزّت زیاد


ساعت چهار، جای ناشناس! خدمت باشیم، بد نمی گذره با مهران!


(خاک تو سّر شما ! همین شما که اسم بردما ! می گن مشهدی ها خودشون کمتر از همه می رن زیارت! حکایت شماست که اصفهانید، اما تخم ندارید ! هی فقط انگولک می کنید و نگاه آسمون می کنید رویا می سازید! در آیید از سوراخ! والله نمی ک،نمتون! )


 
ساربان آهسته ران کارام جان در محمل است
اشتران را بار بر پشت است و ما را بر دل است...
کلیپ آواز یک خانومی رو دانلود کردم. تمام حس خوبم رفت! اینهمه استعداد سوزی به چه بهایی؟ همون که مرحوم گفت، ما را بعنوان جنایتکاران تاریخ لقب خواهند داد...