نظرات
از پیامهایی که این چند ساعته در ارتباط با این ملاقات کاملا پسرونه داشتم، جالب بود! یکی اش اینه. فرموده:
"ميگم حالا باز احتياط كنيد جاي پرت نريد،بالاخره غريبس،يدف يه بلاي سرتون نياره ،مواظب باشيد
به اقاي مهران هم دسترسي ندارم والا اين حرفا رو به اونم ميگفتم ،خخخخ
چجور ميتونيد اعتماد كنيد !!! "
اون یکی دیگه نوشته:
کلاغها خبر آوردن امروز رفتی دیدن دوست پسرت 
خخخخ
خدا خوبتون کنه.
والله
+ نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت 21:48 توسط آرش
|