کار
شب جمعه است،
تنهام
نرفتم آبادی...
راحتم!
پلو گذاشتم با کباب دیگی. نامرد خیلی آب داره هنوز و من گشنمه!
فکر کنم گوجهه آب انداخت وگرنه، چه جای آب ؟!
کلا تغذیه ام خراب شده یک مدت. دیر ناهار می خورم بعد دیگه واسه شام انگیزه ای ندارم. مثلا دیشب هیچی نخوردم. امروز ناهار سالاد الویه بود، دلم نمی کشید، اینه که الان خیلی گشنمه.
عصر کارتریج های پرینترم رو شارژ کردم. خیلی خوب شد. قبلش یا کمرنگ می گرفت یا دیگه اخیراً هیچی رو کاغذ نمی دیدی. الان خوب و پر رنگ شد. پرینتر رو خریدم 205 هزار تومن، الانه دو تا کارتریج جمع قیمتش از خود پرینتر بالا می زنه!
مهم نیست.
همکارم دو تا عکس که این چند روز ازم گرفته بود رو الان فرستاد برام. گذاشتم پروفایل تلگرامم! رو میزم، خرما، کرم، دستمال کاغذی به چشم می خوره! کسی ندونه هزار راه می ره فکرش! خوبه کاندوم نذاشته ام بالا!
والله!
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت 22:10 توسط آرش
|