بالاخره بعد یک روز،

یک مورد هم دیدم که دختره اشک پسره رو در آورد،

حالا بلند شده دستشو گرفته و شونه هاشو میماله و الخ!

درباقی موارد،

جشن تولد بود و،

بزو بزو تا مرحله نیمه نهایی م

سیگار مشترک و

آب دادن دم هم و،

...

یا پیغمبر و امام! چه خبره اینجا!

شارژ گوشی تقریبا تمامه و خسته شده ام،منتظرم زنگ بزنند. برم خونه استراحت...

 

زنگ زدند

وقتتون تمام شد تهرانیها

ممنون از حضور پر رنگتون 😊

تا یک فرصت تازه