عصر امروز
همسایه اش، کرکره را بیخ تا بیخ کشیده بود زیر!
معمولاً، اینجور مواقع باید یک پارچه سیاهی هم به کرکره وصل باشه که مثلاً بعلت فوت پدرم، فوت مادرم، الخ، سه روز، هفت روز، یک مدت، تعطیل است.
اما این هیچی بهش آویخته نبود!
از قاسمی پرسیدم چه خیرش هست ،گفت که دستش به زنهاش بنده!
خخخخخخ!
یک الف آدم، مگه چندتا زن داره؟
حکایت اینه که بچه دوم آقای محقق که دنیا میاد،
ده روزه بوده که خانومش کشف می کنه محقق زن صیغه گرفته!
خلاصه جیغ و جار و الخ و دولخ و خونة باباش!
خدا سایه این باباها رو از سرتون نگیره!
والله!
بگوی آخه کونی! خب محقق بکنه تو سوراخ دیوار ؟! بابا شرایط فیزیکی ات جوری نبوده که بتونه! رفته زن گرفته! حالا انشاالله وقتی برگشتی توی رینگ، نفسشو ببر که دیگه رمق نداشته باشه! این حرکات چیه ؟! قهر کدومه؟ اصلا مگه محقق ته می کشه با این حرکت؟ والله بالله حکم خداست! اجازه خداست! تشخیص خداست! محاربه نکنید!
شکر خدا که ابهامی بوجود نمیاد که من چونه خودمو می زنم. نه والله. ما همون یکی رو هم عرضه نداشتیم بگیریم منتهی، بیخودی هی نرید گیر بدید اگه می تونه عدالت برقرار کنه و الخ بره بگیره! اصلا گفته عدالت، نگفته که مساوات! بله که میتونه عدالت رو استوار کنه وسطشون! شما نیفت وسط، می تونه!
حالا خلاصه من نمی دونم. تازه قاسمی می گفت این دومی هم رفته دنبال شکایت و الخ! اینو دیگه کجای دلم بذارم! همینه دیگه . هرچی دزدکی بشه و مخفیانه انجام بشه، تهش موجب سو استفاده می شه.
بدبخت محقق! بیا و امر خدا رو گوش بگیر!
وااااااااااقعاً راه خدا رو پیش گرفتن، راه رفتن در سنگلاخ حساب می شه!
جاتون تهی یک عااااااااالمه گرمک و شکر و یخ زدم بالا. خوشمزه بود. دوست دارم.
دمش گرم این آقای مکرون رئیس جمهور فرانسه کابینه رو نصف نصف، زن و مرد کرد! شر رو خوابوند!