فحاش
با اینکه یک خط بیشتر ننوشت اما، درست دست گذاشت رو یکی از نقطه ضعفها و حساسیت های من.
دیگه لازم به توضیح نیست که من آدم اتو کشیده و مودبی نیستم. هم ناسزا می گم گاهی هم بی ربط و در خیلی موارد دیدید که ناسزاها و ناشایست های شما رو تایید کرده ام، یعنی شنیده ام و با سعه صدر از کنارتون گذشته ام اما،
یک زن، وقتی فحاشی می کنه، ترس برم می داره من!
امیدوارم درک کنید فحش دادن، چه تفاوت ظریفی داره با فحاشی کردن!
نمی تونم بگم. انگار دومی یک خصیصه ثابت در وجود طرف است حال اینکه فحش دادن بهرحال معلول یک شرایط آنی محسوب می شه و می گذره
وقتی یک زن چشمشو می بنده و دهن گشادشو باز می کنه،
من فقط تو این فکرم که هرچقدر امکان داره ازش دور بشم!
چون می ترسم!
از بی مغزی که با صدای زیر، لاینقطع، اشتباهات همه رو به تو نسبت می ده صرف اینکه خالی بشه...
میترسم!
از ریحانه دریده هم می ترسم! خیلی کمتر از ترسی که از سگ هار دارم!