نیم نظریه
عصری رفتم قبرستون
کلاً خیلی آدم مسخره ای شده ام.
کلاً خلقم تنگه و روز تا روز حرف نمی زنم.
تو قبرستون، تمکن مالی میّت رو می شه از روی سنگ قبرها تشخیص داد!
اونها که متمول ترند، سنگ قبر سفید سفارش می دن! هرچی ممکنه سفید تر و یکدست تر!
چه اهمیت داره؟
تو اوووونهمه قبر، فقط یکی بود که سنگ و نشون نداشت. بقیه همه انگار ویترین می زنند!
طلوع فلان
غروب بهمان
شعر و شاعری
آیه
...
یکی دیدم همچین با افتخار از تقارن مرگ باباش با عید قربان نوشته بود!
مرد حسابی، اگه بابات تو عید قربون جون از بدنش بیرون شده باید با گوسفند مقارنه اش کنی، جشن داره؟!
ببخشید که منبر نصفه موند. مهمون اومد نشد. کلا رشته کلامم گسست...
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم خرداد ۱۳۹۶ ساعت 22:11 توسط آرش
|