زندگی نامه پرویز شهریاری رو من باید از بی بی سی بشنوم و عرق شرم به پیشانی ام بشینه که استاد،

تو 22 سالگی اولین کتابش رو نوشته!

که حقوق بازنشستگی اش رو ندادند و با حق تالیف کتابهاش زیست کرده است

که نه قبل انقلاب بهش امتیاز یک مجله می دن، نه بعد انقلاب!

که به قول خودش، سال 63 وزارت فخیمه فرهنگ صداش می کنه، می گه فلان مجله، اسمش آشتی با ریاضیات گذاشته ای، ما تو جنگ آشتی با کسی نداریم! اسمشو عوض کن!

ببینید چی شده که ما به اینجا رسیده ام! ببینید از کی گم شدیم!

ببینید چقدر من دانش آموز اون زمان پرت بودم که فقط کتابهای ریاضی استاد رو می خریدم و می خوندم، در حالی که ریاضیات، بخشی از دانش این بزرگمرد بوده است...

ببینید شهریاری که به قول خودش علی رغم همه ناملایمات ایران را هرگز ترک نخواهم کرد، با اینکه به فرانسه و به روسی کتاب ترجمه می کرد، چه خیانتی ممکن بود بکنه که سالها زندان رفت !!

ببینید ما چرا اینجاییم!

سنگ را بسته و سگ را گشاده ایم!

تنها همین!