صراحت بد!
خوووب، به قول شاعر،
اتل متل توتوله، گاوحسن چه جوره
نه شیر داره نه پستون، گاوشو بردن هندستون...
ماها، همون گاوحسنیم!
دوراز جون شما!
ولی، خب حسن که حسن است، سر جاشه،
پس تنها نقشی که می مونه مائیم و گاو و یک هندستون که سرزمین آمال ما میشه! رنگ بنفش، سبز، صورتی...!
خدایی چه فکری کردیم بازم دادیم دست این؟
رو چه حساب؟
خدا کنه حسن آخر نباشه و شاه نعمت الله ولی چرند به ذهنش رسیده باشه! آخه تو یکی از بخشهای به شدّت سانسور شده اش، از حسن(بنی صدر) تا حسن، سه تا دست به دست شدن می شمره و تمام!
بعدش بااااااااااامب!
اون زمان جنگ افسانه سلطان وشبان یادتونه؟ خوابگزار اعظم محمد علی کشاورز بازی می کرد. تو اون خفقان، تنها سریالی بود که تلویزیون رنگی رو از سیاه سفید مشخص می کرد! آخه بازیکنان لباس رنگی می پوشیدند و سلطان بانو، آرایشی داشت و پولک به لباسش چسبونده بود و الخ!
سلطان بانو!
کی بازی می کرد؟!
باید سرچ کنم.
سهمیه نت ما رو تو شرکت کشوندن پایین. اینه که الان طی روز هرجا می ری همه سرشون تو گوشیهاشونه! خعلی هم خوبه! والله! ما هرچی کار نکنیم جلوتریم به مولا
می گن، من با صراحت آزار دهنده ای می نویسم! آیا اینطوره؟ خداوکیلی؟
صراحت آزار دهنده!!!