یک چیزی با ریتم تند تو مغزمه که می گه:

فصل گل صنوبره ...

 

سرچ که کردم،

فقط تو مغز من بود!

فققققققط !

عوضش اینو پیدا کردم:

گاه با یک گل سرخ
گاه با یک دل تنگ

گاه با سوسوی امیدی کمرنگ
زندگی باید کرد !

گاه با غزلی از احساس
گاه با خوشه ای از عطر گل یاس

زندگی باید کرد !

گاه با ناب ترین شعر زمان

گاه با ساده ترین قصه یک انسان

زندگی باید کرد !

گاه با سایه ابری سرگردان

گاه با هاله ای از سوز پنهان

گاه باید روئید

از پس آن باران

گاه باید خندید

بر غمی بی پایان

لحظه هایت بی غم ............

روزگارت آرام ........

 

 

نمی دونم چرا الان که کپی شد، اصلا نه وزن داره نه قافیه!

نمی دونم

خواستم بگم ببخشید که مردم همه حرف حساب می زنند من چرند می گم

دیدم که نه بّابا! همممممممممه از  دم قیزقولنگ می گند!

آخی! یاد سنجاقکی بخیر این لغت اوشون بودش.

الان خوااااااااااااااااااااااااااااااااابه، اگه نمرده باشه به حقّ علی !