ای الهی بتّرکید!
68 تا بازدید؟
چیو باز می بینید؟
اینهمه که بازدید وب میاید یکی تون همّت کنه بیاد بازدید خودم!
به قول محسن چاووشی، در آهنگ سنگ صبور،
من تا کی کوه درد باشم؟
طاقت بیارم و مرد باشم!
خخخخخخخخخ
خنده ام می گیره خودم به حرفهام.
بذارید متن ترانه رو براتون بذارم.
صبح، رادیو اینو گذاشته! مثلا شعور که تقسیم می کردند، به برنامه ساز رادیو آوا ندادند.
موسیقی سنتی ایرانی، هر دستگاهش و هرگوشه اش واسه یک ساعتی و یک وقتی از روز است. از سر صبح که با دستگاه فلان (؟) شروع می شه و امید بخش است تااااااااااااا ته شب که به نوعی توقف و خستگی و ناامیدی و دستگاه متناسب باهاش،
نمی دونم
استاااد؟ جناب نقاشی، شما بهتر بلدی شما بفرما توضیح بده این بخشش رو.
ولی خدایی، خیلی دیگه نمونده ازم. سر بزنید. می رم دلتون می سوزه، هاااااااااااا!
گفته باشم.
می خوام برم یک کوه باقالی تازه بخرم خشک کنم با خودم ببرم.
داشتم فکر می کردم هیچ چیز من شبیه نبود به باقی بچه ها. حتی چیزهایی که باید ببرم، حتی نحوه ای که باید برم فرودگاه، خونه ای که ترک می کنم، محلی که هزينه های سفر ازش تامین می شن...
الان دیگه اشک تو چشمامه و گلوم درد گرفته و حس می کنم دماغم یک تیری کشید و یک جریانی توش راه افتاد...
لعنتی.
اینبار هم خودمم و خودم.
تو مسیر خونه به اداره، بارها از جلو تعاونی مسکن ارتش رد می شم.
هر روز!
پایین تر از بیمارستان الزهرا.
خیلی وقتها یادم میاد به تنهایی ای که تو این محل کشیدم!
کم پولی، بدون غذا و جای خواب!
درجه دار بودم تو ارتش و حقوق ماهیانه بیست و خرده ای هزار تومن بود، قیمت دو تا ساندویچ اون زمان.
بعد می گفتند خدمت تا ساعت دو ظهر است!
دو ظهر، برو بیرون، فردا قبل هفت دم در باش!
من کجا باید می رفتم؟ چی می خوردم؟ کجا می خوابیدم؟ با بیست هزار تومن؟!
گذشت
ما را به سخت جانی خود این گمان نبود!
رفیق من سنگ صبور غم هام به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیشکی نمیفهمه چه حالی دارم چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونمو دل زده از لیلی ها خیلی دلم گرفته از خیلی ها
نمونده از جوونی هام نشونی پیر شدم پیر تو ای جوونی
تنهای بی سنگ صبور خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست موندی و راه چاره نیست
اگر چه هیچکس نیومد سری به تنهاییت نزد
اما تو کوه درد باش طاقت بیارو مرد باش