روز بازدید
رفتم بازدید
امروز اصلا همه اش بازدید بودم!
دو تا تونل مترو رو بازدید کردم. سوار سبد جراثقال شدیم و بیست متر تو هوا معلق ! رفتیم لای یک عالمه گل و لای!
مزه داد
کلا زیر زمین ماه رمضون نبود. سر ظهر رفته بودیم ما، همه مشغول جوجه خوردن بودند!
کار می کنند طفلکی ها. کارگر بدبخت دنیا که نداشت آخرت واسه کجاشه؟
فکر کن، با کفش کلارک بری شرکت، ییهو بگن بیا برو تو خاک! شانسم گفت کفش کارم پشت ماشین بود.
سر پروژه گفتم کلاه بدید، گفتند نداریم
چکمه؟
نداریم!
منم پاچه مبارک رو چپوندم تو جورابم و تاز یک کارگری هم کلاه
بهرحال، عصری سر راه رفتم سیتی سنتر. مرغ خریدم و برنج شمالی و برنج دودی.
بعدش هم که رفتم بازید یک ساختمان. یک مهندس قدیمی است . همون که پسرش یابو است.
خیییییییلی خسته شدم. دیگه اومدم اذان بود. نوشابه گاز دار دلم می خواست! با تمام مضراتش، بعد از مدتها، نوشابه مهمون کردم خودمو! ایستک چقدر گرون شده. هزار و هفتضد تومن! من یک گرمک خریدم این قیمت!
بگذریم.
خیلی خسته شدم.