سالروز فوت آیت الله.

خدا بیامرزه ما را!

امام رو که آمرزیده، لابد.

یعنی جوری که امام به خدمت اسلام کمر بست، کسی در تاریخ 1400 ساله نبست،

به نظرم، 

و این جا داره که اصلا شک نکنیم به اینکه امام رو تو بهشت می بینیم، همه با هم  انشاالله.

این بحث به کنار.

می گه فلسفه شکل گیری کشور پاکستان رو که بخونید می بینید یکی از بزرگان شناخته شده عصر،

شاید اقبال لاهوری حتی،

شاید ایشون ،

نظرش این بود که یک منطقه ای اگه باشه که اون تکثر قومی هند رو نداشته باشه و خالص و یکدست مسلمون توش باشند،

یک منطقه پاک و باحالی می شه خلاصه.

جمع شدند یک تکه رو صاحب شدند استقلال اعلام کردند شدند این گهی که می بینید!

شدند پاکستان!

از تمام پاکی ها یک دشداشه سفیدشون به نظر میاد پاک است یکم.

وگرنه می پرسی القاعده سفاک کو؟ می گن تو پاکستان!

می پرسی داعش بی وجدان کو، می گن پاکستان!

کابل رو کی ترکوند، پاکستان!

یعنی هر گهی هرکی هرجا بخوره یک سرش بر می گرده به این ایده خطرناک علّامه اقبال!

اگه اقبال واقعا مغز پشت سر کشور پاکستان باشه البته.

خلاصه، شاعر می گه،

درشتی و نرمی به هم در به است

چو فاصد که جراح و مرهم نه است.

سعی نکنید چیزی رو سوا کنید. ادیان هم تو هم و قر و قاطی اش با بلوغ مدارا خوش است. شما یکدست که باشی، صدای مخالف که نشنوی، اصلا به دینت فکر هم نمی کنی و دینی که با تعقل و فکر همراه نباشه، به درد دنیا که نمی خوره هیچ، به آخرت هم پایی نداره.

 

 

کتابمو پیدا نکردم اینجا هم. برم دانلود کنم یکم کتاب بخونم.

عزت مزید