قرقاطی
دیگه یک جورایی شده که ، آدم تو وب خودشم میخواد بیاد باید یاالله بگه، سرفه کنه و دسته کلیدشو یکم تکون بده جا باز کنند مقیمان محترم!
خیلی هم خوبه ها!
والله!
مثلا الان دیدم پنجاه نفر قبل خودم تشریف آورده اند. روم سیاه.
من یکم دستم به نظافت بند بود امروز. دوش گرفتم و دلتون نخواد یک آب هویجی خوردم و بعدش جارو زدم و یکم این شیشه میشه های آشپزخونه رو دستمال کشیدم و کفش رو با سرکه تی کشیدم و بعدش با جاروی دمنده، گرد و خاک رو از تو سراخهای تلویزیون و لای مبل و اینها هوا کردم(!) و گوشه های سقف خونه رو جارو گرفتم و خلاصه، تازه شد الان.
چون می دونم الانه می پرسید آب هویج و الخ، خواستم به عرض برسونم که بله. امروز روزه نشدم. توفیق نشد. می دونید؟ شما فکر کنید منم پریودم!
والله!
پیش میاد.
حالا عزای شکم باید بگیرم تا چه خورم صیف و چه پوشم شتا، به قول شاعر.
شنیده بودید؟
می گه،
عمر گرانمایه در این صرف شد
تا چه خورم صیف و چه پوشم شتا!
شتا یعنی زمستان. همزه هم تهش داره که کی بورد من یا نداره یا حوصله اش رو ندارم پیداش کنم.
صیف هم یعنی تابستان. با سیف به معنی شمشیر فرق می کنه. البته می دونم که می دونید.
عرض به حضور انورتون، همچنانکه متوجه شده اید، برخی نظرات نوشته می شه،
ثبت هم می شه
خوانده هم می شه،
اما هیچوقت تایید عمومی نمیشه.
حالا بگید چرا.
چونکه، یا بد و بی راه و فحش و فضاحت هست به بنده یا حضرت امام،
یا در مورد شخص ثالثی هست که حالا یا خواننده وب هست یا نیست، ولی در هر شکل نباید در باره اش حرفی زده بشه وقتی خودش نیست
یا نظراتی هست که عزیز است برام، دلم نمی خواد کسی بجز خودم بخونه،
یا نظراتی که ازشون سو برداشت می شه در زمان حال، یا سو استفاده می شه در آتیه.
فلذا، ببخشید شما. کلا و قطعا شما هم می دونید که وبلاگ، ظرفیت اینو نداره که آدم همه چیزش رو رو کنه توش. و آدم عاقل کلاً نباید همه چیزشو ییهو رو کنه، حتی واسه محارمش و زنش!
مثال!
مثال از ناحیه قابل فهم و درک همه زده می شه که همچین درک کنید ها، عه و پیفی ها نخونند. سکسی است شاید.
مثلا شما فکر کردید چرا خدای تعالی، میان تنه رو واسه ادوات و آلات بشر برگزیده در حالی که دیگر حسگرها که لب و بناگوشش باشه یا کف پاش، با حداکثر فاصله تا مکان مزبور نهادینه شده است؟
قدیمها که این بی حیایی ها نبوده برا همدیگه ساک بزنند و فلان و فلان همو بخورند که!
اصلا حدیث داریم اگر نگاه مرد به شرمگاه زن بیفتد و بچه ای درست بشود، آن بچه اعمی، کور خواهد بود!
حالا می گید پس الان همه باید کور باشند؟
خب هستند!
اولا به دو جنبه می شه کوری رو دید. یکی اش عینکی بودنه که الحمدلله همه عینکی اند از دم، ولی دومی که یحتمل منظور حدیث هم بهش نزدیکتر باشه، معنی پنهان ماجراست و آن کوری به معنی ناتوانی در دیدن خیر و خوبی و خدا و ائمه اطهار علیهم الاف تحیّه والسلام می تونه باشه.
شما الانه می بینید بچه ها، حجب و حیا ندارند؟
می بینی بچه پنج سالش نشده هنوز، تمام هوشش بین لای پاست؟
می بینی دزد در میاد، هیز در میاد، کارکن نمی شه، زیرکار در رو و معتاد و دختر باز می شه، زن یا مردش به تعبیر شما خیانتکار می شه (یادم باشه راجع به اینکه بجای واژه منفی خیانت کردن بهتره بگیم همکاری کردن، بحث مفصلی بکنم براتون)
بعله.
خلاصه اینکه می بینید نسل گرایشش عوض شده از معنویااااااااااااااات، به سکسی جاااااااااااااات،
بخاطر همین حرکات هست که از موقع درست کردن بچه مرتکب می شیم دیگه.
نگاه فلان خانوممون می کنیم و چون مد شده فیمینیست بازی در کنیم یا چون یک سوتی هایی داده ایم و باید از دلش در کنیم (که در هم نمیاد) یا به هر تقدیر و دلیل، نگاه که سهل است، لب می زنیم و لیس می زنیم و میک می زنیم و ...
خاک تو سّر شیطون دل منم خواست خخخخ
خلاصه، اونطوری می کنیم که اینطوری می شه بعد هم می گیم چطوری شد که این شد!
همینطوری.
قبول ندارید؟
حالا اینو می خواستم بگم کلا یادم رفت.
می گه زن و شوهر هم حتی باید فلانشون واسه هم پوشیده باشه و نباید جلو هم در کنند! اینه که می گن شب تار فلان کنید، زیر لحاف فلان کنید، (دقت کنید، شب تار باشه زیر لحاف هم باشه یعنی ضریب اطمینان) بعدشم وقتی می کنند کلا یک چیزی می ره داخل یک حفره ای که به هیچ وجه دیده نشه! حالا اگه اون زمان پیش بینی می کردند حتما می گفتند فیلم هم نگیرید چون دیدیم بعضا فیلمها چه آسیبهایی هم می زنه.
یعنی ، برگردم به اول بحث، خدای تعالی حتی یک مدلی بشر رو ساخته و بعد توسط اولیای خودش دستورالعمل بهره برداری ازش رو طوری ابلاغ کرده که حتی محارم هم همه چیزشون واسه هم عیان نشود!
حالا طرف میاد می گه همه چیزتو تو وبلاگ بگو!
فکر کن!
بگذریم.
(یارو، الان کلش رو گفتم و ازش گذشتم ها. بحث نصفه کاره نیست.)
خعلی گشنمه. کاش روزه شده بودم امروزم . توفیق نشد. خدا ببخشه.
می گه در رساله اومده که هرکی یک روز رمضان رو بدون عذر روزه نگیره، باید شصت نفر رو سیر بکنه!
فکر کن! شصت نفر! شما بخوای دو لا بشی خرما خالی هم بذاری جلوشون، به پنجاهمی نرسیده کمرت می شکنه! واسه همین خارجکی ها سر میز غذا می خورند.
عزّت مزید.