دیروز، عصری خیلی دستم بند بود

یعنی بعد که از خواب بیدار شدم یکی همسایه ها رو کشیدم پایین که قفل در رو نگاه کنه و اگه سرش می شه یک تمهیدی براش بیندیشه

بعدشم نشستیم دفتر و همسایه ها اومدند و رفتند و پول گرفتیم و خلاصه دیر وقت شد، رفتیم رو پشت بام که وضعیت لوله کشی رو این یکی هم ببینه و همونجا مهندس فلانکی زنگ زد که بیا فرم تخلف برام پر کن و رفتم و پروانه اش همراهش نبود رفتیم دم خونه اش و پر کردیم و برگشتیم و میوه فروشی رفتم و خلاصه وقتی اومدم خونه و نشستم  دیدم چندین تماس بی پاسخ داشته ام.

ناشناس

زنگ زدم، طرف صدامو نمی شنید

نهایت خودش زنگ زد.

دختر یکی از ساکنین بود.

در اوصاف ایشون بگم که نیم متر قد داره، آرایش می کنه قدّ عروس، منشی فلانه دندون پزشک هست

کل تعارف این خانوم هم با گردن به بالاشه و مثلا پاشو نگاه می کنی و کفشش رو، عق می زنی!

سوار پرایدش که می شه، شما یک پراید بی راننده می بینی که عین خر می رونه! گمونم جلوشو از توی حلقه فرمون نگاه می کنه. یا شاید ، نمی دونم. بهرحال پیداش نیست.

بهش که می رسی یک نوار احوالپرسی رو روشن می کنه و لاینقطع تا آخرش می ره  بعد وسطش خیلی جاها می شنوی که می گه مرسی خیلی ممنون مرسی بعد با خودت فکر می کنی من که چیزی نگفتم که این هی می گه مرسی! من که حالشو نپرسیدم، سلامی نرسوندم، فقط دارم گوش می دم این نفسش ببره مثلا یک کلام بپرسم بابا چطوره! وگرنه خودش که حالا بپرسم و بگه مثلا داغونم، من می تونم غونش کنم؟ 

نه خدایی، می تونم آچار بندازم بهش درستش کنم؟

همدردی بکنم بهش؟

دختر مردم، چه صنمی با من داره آخه؟

بگذریم.

حالا کارش چی بود با من؟

زنگ زده که بچه ها خیلی سر و صدا می کنند و فصل امتحانات منه و نبودی و من سرمو از پنجره (طبقه 3) بیرون کردم و جیغ زدم تا رفتند.

گفتم خانوم، والله بچه من تو خونه ام محبوس است! بچه من نیست. شما با والدینشون صحبت کنید. بعدشم سر ماه دو نفرشون می رن، انشاالله بهتر می شه وضع

تمام شد

امروز، عصر، داشتم با گوشی صحبت می کردم، دیدم زنگ زد باز

جواب ندادم،

باز زد

رد تماسش کردم،

باز زد

شش مرتبه پششششششششت سر هم زنگ زنگ زنگ!

منم با اس ام اس شستمش!

نکبت! فکر کرده من نگهبان ساختمانم! به تخمم که صدا می کنند!

دیییییییگه الان با اینکه یکساعتی گذشته، و صدای بچه ها بلند تر شده، کسی به کسی نیست!

خدایی، مردم جایگاه خودشونو اصلا نمی فهمند. کل ساختمان رو ول کرده اند به امید من! به من چه!

امروز سر راه رفته ام شیر یکطرفه یک و یک دوم اینچ خریده ام واسه تانک آب. بعد افطار بریم وصل کنیم.

چه کاره ایم ما؟