پلو
امروز میریم آبادی
قرار بود بابام بیاد، بریم مبل بخره،
مریض شد.
میرم که فردا اول وقت ببرمش آزمایشگاه.
بعضی وقتها، برنامه آدمها، جوری پیش نمیره که میخوان.
...
دلم ناهار میخواد
ناهار بیرون
تو رستوران
قششششنگ بریزی و بپاشی و کثیف کنی، پاشی بری!
یک پلو قیمه، تو ظرف چینی.
حجم غذا کافی
خوششششششمزه!
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۶ ساعت 14:27 توسط آرش
|