انچه در خانه هر مجردی،

انشالله که باشد!

بعله.

دررررست دم اذان بیدار شدم!

تشنه و گشنه و به قول عزیزی، نیازمند هر آنچه آدمی بدان نیازمند است، شامل کوس!

ببخشید

چه کنم و چکار کنم؟ بددددو سر یخچال، یک شیرینی شطرنجی و یک هورت آب انجیر، اونقدر چسبید که خودبخود نیاز سومی هم مرتفع شد! به جون شما!

دیگه الان اون شال نمدی پهن گرم رو هم بستم که کلیه ها هم حال بیان و، 

میریم که ذکر حق بگیم، درحالی که طاقباز خفته ایم!