هوایی!
طرف اومده گیر داده که حالا تنهایی، کسی رو هم می کنی؟
میگم آره عمه مامانمو! کیو می کنم مرد حسابی؟
می گه دو روز عضو یکی از این کانالها شو، سر دو روز یکی رو پیدا می کنی. اونها هم آدمند.
می گم شدم، بعد نه که اونها هم آدم بودند، همینکه من رفتم تمام مذکر ها فکر کردند الانه است که یک شیر نر به قلمروشون نزدیک شده و طعمه هاشونو می خوره، از رو بستن برام. ماده ها هم که تمامشون در عالم حپروت سیر می کنند و با دست پس می زنند و با پا پیش می کشند، کلا هم قدیس اند و نده و اهل توبه و روابط سالم و اینها. اینه که حضور ناخوشآیندی داشتم و خودم بیرون اومدم.
می گه نه. همین که من می گم.
برو عامو! فکر کرده آدم با آآآآآآآآآآآآدم طرف است که نسخه می پیچه! در روابط انسانی بین جنسهای مخالف، تنها چیزی که حاکم نیست، منطق است و حساب! این اومده واسه من فرمول می ده. خل!
اگه از تو کانال و از تو شبکه های اجتماعی و از تو وبلاگ کوس در میومد، من الان ترشی هفت ساله گذاشته بودم باهاش، نه که کلا بیخیالش بشم و وضعم بشم این. پدرآمرزیده.