اذیت بچه!
خوابم میاد.
داداشم و بر و بچ اینجا بودن.
اسکوتر بچه شکسته بود ،برده جوش داده، بچه یک ساعت زر می زد که این صورتی بود الان سیاه شده است!
نکبت! بگو هنوز جوش صورتی اختراع نشده برات!
رنگش کردم. اسپری قرمز داشتیم اون قسمت سیاه شده رو جوشوندم براش.
الان رفتند، هنوز نرفته، می بینم برگشتند.
بچه منچ و مار و پله اش رو جا گذاشته است!
آی من نمی دونم چه صبری دارند این پدر مادر ها! اندازه یک غربتی وسیله با خودش بار میکنه میاره، وقتی می ره نصفشو جا می ذاره، تو راه سرشماری می کنه، حتتتتتتتتما همون شبی بر می گرده می بره!
بعد می گن چرا آلودگی هواست! خب یک خنج بچه اینهمه تردد بیخود اضافه می کنه چه انتظاری دارید؟
خدایا شکرت!
شبتون خرّم
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۶ ساعت 23:30 توسط آرش
|